صفحه اصلی مقالات معماری و طراحی فضای شهری از نظر دسترسی و سلسله مراتب

معماری و طراحی فضای شهری از نظر دسترسی و سلسله مراتب

0 امتیاز
مدیریت
۱۳۹۹/۰۸/۰۹
معماری و طراحی فضای شهری از نظر دسترسی و سلسله مراتب

در معماری و طراحی شهری فضا از نظر سلسله مراتب دسترسی و حس مالکیت یا تعلق به انواع گوناگون دسته بندی می شود که رایج ترین آن در قالب سه دسته زیر می باشد:
الف) فضای باز = فضای عمومی
ب) فضای نیمه باز = فضای نیمه عمومی و نیمه خصوصی
ج) فضای بسته = فضای خصوصی


الف) فضای باز (عمومی)

فضای باز در معماری سنتی ایران در دو مقیاس طرح می گردد:

- فضاهای باز بزرگ که بیشتر جوابگوی تجمعات بزرگ، تشریفات مذهبی و نظامی … بوده اند.

- فضای باز کوچک، که بیشتر در رابطه با کاربردهای روزمره در بناهای کوچک و غالبا مسکونی متداول بوده و معمولا مکمل فضای زندگی در بخش سرپوشیده محسوب می شود.

ب) فضای نیمه باز (نیمه خصوصی و نیمه عمومی)

فضای نیمه باز می تواند نیمه خصوصی باشد به معنای آن که وجه خصوصی بودن آن بیشتر است همچون هشتی، یا می تواند نیمه عمومی باشد بدین معنا که وجه عمومی بودن آن بیشتر از خصوصی بودن آن است مانند دسترسی خصوصی به یک کوچه خانوادگی.

 

ج) فضای بسته (خصوصی)

پیروی از سلسله مراتب و روابط موجود بین فرد و گروه و مسایل زیست محیطی از قبیل نور، تهویه و… شرایط کالبدی شهر و بسیاری از دیگر موارد در حس نیاز نسبت به فضاهای بسته دخالت دارند.

 

سلسله مراتب ایرانی:

 یکی از اصول معماری ایران، وجود نظام ترتیب و توالی در جایگیری فضاها و عملکردها و وقوع فعالیت ها، دیدها و حرکت هاست. وجود سلسله مراتب در معماری، به نحو بارزی در ارتباط با مفهوم محرمیت در فرهنگ ایرانیان می باشد. در تعریف سلسله مراتب فضا، نور نیز نقش عمده ای دارد. حیاط کاملاً روشن و فضای حرکت و فعالیت است. ایوان سایه است و فضایی نیمه پویا و نیمه ایستاست و برای سکون موقتی به کار می رود و در نهایت اتاق که تاریک است و نقطه نهایی مسیر حرکت است. قلمرو مکانی فضای محدود شده ای است که افراد و گروه ها از آن به عنوان محدوده اختصاصی استفاده و دفاع می کنند.

- سلسله مراتب قلمروهای فضایی

اگرچه بسیاری از خواسته های بشر فطری است اما تجسم آن در کالبد محیط اشکال متفاوتی به خود می گیرد. به عبارت  دیگرساختار کالبدی محصول مستقیم جامعه ای است که در آن زندگی می کنیم. از نکات مهم در طرح زیستگاه های بشری،توجه به اصل سلسله  مراتب است که دارای ابعاد گوناگون فضایی، عملکردی، دسترسی اداری و اجتماعی است. چنین سلسله مراتبی با مفهوم قلمرو ارتباطی ناگسستنی دارد. برای نیل به این مقصود و تامین خلوت مورد نیاز فرد، رفتار قلمرو پایی در انسان شکل می گیرد و نمود کالبدی این رفتار در فضای معماری نیازمند رعایت یک سری موازین و ارزش های سلسله مراتبی خواهد بود.
"سلسله مراتب تضمین تفاوتها است. تفاوت میان درون و برون . برون راآدابی است که درون فاقد آن است. با احوال برون  نمی توان به دروشدد.

در حقیقت، سلسله مراتب، با برقرار نمودن نظمی سیستماتیک بین اجزاء نظام یافته ، تشکیل یک کل را میدهد. این نظم سلسله مراتبی در تعریف و تعیین موقعیت و ارزش هر جزء یک کل وهمچنین ارزش یک کل به تنهایی و در نسبت با سایر مجموعه ها ، نقشی اساسی دارد.

 

 

دسته بندی قلمروها:

1- فضای خصوصی :

قلمرو اولیه که همان فضای خصوصی است که تحت مالکیت و استفاده انحصاری فرد یا گروه خاصی است که دیگران انها را مالک این قلمرو ها می شناسند.

2- نیمه خصوصی و نیمه عمومی :

 قلمرو ثانویه که همان فضای نیمه خصوصی و نیمه عمومی است که کمتر نقش مرکزی و انحصاری دارد که هم در دسترس عموم هم تحت نظارت استفاده کنندگان ثابت است.

3- قلمرو عمومی:

این قلمرو محدوده ای موقتی است و تقریبا هر کسی به آن دسترسی و حق استفاده از آن را دارد. این قلمرو را آزاد و اختیاری نیز نامیده اند.

 

تحلیل ورودی ها:

یکی از مشکلاتی که شاید در طراحی زمین هایی که در یک جهت کشیدگی دارند دور شدن مسافتها ست.

 

اصل فضاهای متباین:

فضاهای متباین فضاهایی هستندکه ازنظر خصوصیات عرض و طول و ارتفاع و از طرفی و اجزامحصورکننده ازطرف دیگربایکدیگر تفاوت دارند. شهرهای قدیمی ایران دارای گنجینه ای از فضاهای متباین و متفاوت می باشند که با نوع غربی خود تفاوت دارد.ارزش فضاهای متباین در اینست که از یکنواختی فضاهای ارتباط دهنده می کاهد.

اصل قلمرو:

معلوم و مشخص بودن حدومرز یا قلمروفضایی که انسان در آن زندگی می کند،خصلت فکری اوست.قلمرو فضایی معمولا به دو صورت: خصوصی و عمومی قابل تشخیص است.بدیهی است که فضای خصوصی حد و مرزیاقلمرویک یا چند نفررا تعریف می کند و فضای عمومی نشان می دهدکه متعلق به همگان است.

اصل محصور کردن فضا:

فضای بین ساختمان ها باید به گونه ای باشد که احساس انسانی را بر انگیزد.

کیفیت هر فضایی چه بزرگ و چه کوچک ،چه مرتفع چه کوتاه و عریض یا باریک از نظر بصری واجد خصوصیاتی است که می توان با عکس العمل ها و احساس های انسان مربوط باشد.

از محصور کردن فضا به عنوان نخستین اصل حاکم برطراحی مکانهای شهری نام برده می شود. بطوریکه اگر فضابه شکل مطلوبی محصور نشود نمی توان به یک مکان شهری جذاب دست یافت. فضای بین ساختمان ها باید به گونه ای باشد که احساس انسانی را بر انگیزد.

-نحوه محصور شدن از نظر ابعاد، اندازه ، شکل ، دسترسی،بدنه محصورکننده و مانندآن در شهرها متفاوت است.

-در ایران در موارد بسیاری بدنه ای از طاقنماهاو غرفه های مکرربه صورت متقارن یا متعادل فضارا محصور می کنند.

-عناصر محصور کننده فضا:
اختلاف سطح
-بدنه فضا
-ردیف درختان

 

اصل ترکیب

منظور از این واژه ترکیب فضا ها و بدنه محصور کننده ان هاست.ترکیب باید دارای خصوصیت وحدت شکلی باشد و بسیاری از فضا ها دارای تقارن پلانی باشند تا در بدنه اصلی چشم ناظر به نقطه غایت هدایت شود.

اگر بناهای مختلفی با هم ترکیب شوند و فضایی را محصور کنند لازم است ما بین این بنا ها آن چنان هماهنگی از نظر وحدت شکلی برقرار باشد که بدنه محصور کننده علیرغم تشکیل از ساختمان های مختلف صورتی پیوسته پیدا کند. در این صورت به جای کلمه ساختمان های مختلف می توان کلمه همانند و هماهنگ را به کار برد. این خصوصیت هماهنگ کننده و پیوند دهنده را می توان هویت معماری نام نهاد.

 

اصل قلمرو:

این اصل، یعنی معلوم و مشخص بودن حدود مرز فضایی که انسان در آن زندگی می کند. قلمرو فضایی معمولاً به دو صورت عمومی و خصوصی قابل شناسایی است، اما در بافت قدیم شهرهای ایران حد فاصل و واسط این فضاها نیز تعریف شده است. فضاهای خصوصی شامل حیاط و عناصر در برگیرنده آن، یعنی قلمرو یک حیاط ، بوده است. فضای نیمه عمومی ـ نیمه خصوصی به صورت یک بن‌بست اختصاصی یا یک هشتی که به چند خانه راه داشته است بوده است.

اهمیت اصل قلمرو در حوزه فعالیت طراحی شهری، حداقل در سه مورد بارز میگردد:

۱ـ درک ویژگی های فرهنگی جامعه و قلمروهای ذهنی

۲ـ تشخیص مرزهای واقعی قلمروها

۳ـ نحوه تبدیل قلمروهای ذهنی به کالبد و شکل و افزایش امکان کنترل افراد بر قلمروها

بنابراین، لازم است در طرحهای شهری و مسکونی، از راه حلهای مختلفی برای ایجاد قلمرو و تاکید بر آن استفاده شود. بخشی از این راه حلها، به سازماندهی محله ای شهر و برخی ، به اجزای معماری و شهری از جمله استفاده از بن بست، اختلاف سطح و یا لنگه طاق ها، ایجاد پیچ در کوچه ، هشتی ها ، عقب نشینی خانه ها و غیره تاکید کرده اند (مچنین، در روشهای غربی نیز از راه حلهایی چون ایجاد آستانه ها و خیابانهای جلویی فضاهای مخصوص کاشت گیاهان، عقب نشینی ورودی ها و غیره استفاده شده است.

آلتمن ۱۹۸۴ ، تجزیه و تحلیل رفتارهای قلمرو را با تاکید بر جنبه های اجتماعی و روانی آن بررسی می کند و معتقد است که: قلمرو پذیری ، سازمان دهنده مهم زندگی انسان در سطح اجتماعات و گروههای بزرگ و کوچک و افراد است و بدون قلمرو زندگی بی نظم خواهد بود.

لانگ ۱۹۸۷، نیز بر این باور است که رفتارهای ناشی از قلمرو دارای گرایشهای فرهنگی هستند که این گرایشها به وسیله عوامل فیزیکی و نشانه های نمادین مشخص می شوند.

به دلیل اهمیت چنین خصوصیاتی از اصل قلمرو است که گفته شده است: افراد نیز مانند ملتها باید مرزها و محدوده های مناسب و حتی منطقه بی طرف مشخص بین خود داشته باشند.

چرمایف و الکساند ۱۳۷۱، در این زمینه، گامی پیشتر نهاده و معتقدند که هر فعالیت باید در عرصه ای واجد مظاهر کالبدی مشخص انجام پذیرد. این دو، سپس عرصه زندگی جمعی و خصوصی را در شش سطح تفکیک می کنند.

 


اگر تصویر خوانا نیست اینجا کلیک کنید
همزمان با تأیید انتشار نظر من، به من اطلاع داده شود.
* نظر هایی كه حاوی توهین است، منتشر نمی شود.
* لطفا از نوشتن نظر های خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ میباشد

طراحی سایت و سئو سایت توسط رایاپارس

whatsapp